بعضی الگوها در زندگی تکرار می شوند و خودمان هم می دانیم که تکرار می شوند: رابطه ای که مثل رابطه قبلی به بن بست می خورد، ترس کنار نرفتنی از رها شدن، یا احساس همیشگی «به اندازه کافی خوب نیستم» با وجود موفقیت های واقعی. روان شناسی برای این الگوهای عمیق و تکرارشونده اسم دارد: طرحواره.
طرحواره دقیقا چیست
طرحواره های ناسازگار اولیه مفهومی هستند که جفری یانگ، روان شناس آمریکایی، در دهه ۱۹۸۰ معرفی کرد. او روی بیمارانی کار می کرد که با درمان شناختی رفتاری کلاسیک بهتر نمی شدند؛ بیمارانی که مشکلشان یک باور غلط ساده نبود، بلکه یک ساختار عمیق و ریشه دار بود.
طرحواره های ناسازگار اولیه، الگوهای هیجانی و شناختی خودآسیب زننده ای هستند که در ابتدای رشد شکل می گیرند و در سراسر زندگی تکرار می شوند.
سه کلمه در این تعریف مهم اند. اولیه یعنی ریشه اش در سال های اول زندگی است. ناسازگار یعنی روزی کارکردی داشته ولی حالا ندارد. و تکرارشونده یعنی خودش را در موقعیت های تازه بازتولید می کند، حتی وقتی شرایط عوض شده است.
یک تمایز که زیاد اشتباه گرفته می شود: طرحواره یک «فکر منفی» نیست. فکر منفی گذراست و معمولا با شواهد عوض می شود. طرحواره لنزی است که شواهد از آن رد می شود؛ به همین دلیل است که موفقیت های واقعی، احساس بی کفایتی را لزوما کم نمی کنند.
خود یانگ چطور توضیحش می دهد
اگر ترجیح می دهی به جای خواندن، بشنوی: در این گفت وگو خود جفری یانگ توضیح می دهد چطور از درمان شناختی رفتاری به طرحواره درمانی رسید و چه چیزی در روش قبلی کم بود.
طرحواره از کجا می آید
پژوهش ها شکل گیری طرحواره را حاصل برهم کنش دو چیز می دانند، نه یکی:
- خلق و خوی ذاتی — ویژگی های سرشتی مثل روان رنجورخویی که از کودکی متفاوت اند.
- تجربه های آسیب زای مکرر با چهره های دلبستگی — والدین، خواهر و برادر، یا همسالان.
این نکته مهم است چون هر دو سر افراط را رد می کند: نه «همه اش تقصیر ژن است» و نه «همه اش تقصیر والدین است». دو کودک در یک خانه، با دو خلق و خوی متفاوت، از تجربه ای یکسان دو طرحواره متفاوت می سازند.
پنج قلمرو و هجده طرحواره
یانگ هجده طرحواره را شناسایی و آن ها را در پنج قلمرو دسته بندی کرد. هر قلمرو به یک نیاز هیجانی برآورده نشده در کودکی برمی گردد:

| قلمرو | نیاز برآورده نشده | نمونه طرحواره |
|---|---|---|
| بریدگی و طرد | امنیت، ثبات و پذیرش | رهاشدگی، بی اعتمادی، نقص و شرم |
| خودگردانی و عملکرد مختل | استقلال و کفایت | وابستگی، شکست، آسیب پذیری |
| محدودیت های مختل | مرزهای واقع بینانه | استحقاق، خویشتن داری ناکافی |
| دیگرجهت مندی | ابراز آزادانه نیازها | اطاعت، ایثار، پذیرش جویی |
| گوش به زنگی و بازداری | خودانگیختگی و بازی | بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه |
اینجا باید صادق بود: این نقشه پنج قلمروی یک چارچوب بالینی مفید است، نه ساختاری که پژوهش ها قطعی اش کرده باشند. یک فراتحلیل روی ساختار مرتبه بالای طرحواره ها نشان داد تحلیل عاملی تاییدی از هیچ کدام از دسته بندی های پیشنهادشده حمایت محکمی نمی کند و در تحلیل مولفه های اصلی، چهار قلمرو باقی ماند نه پنج تا. یعنی دسته بندی برای فهمیدن مفید است، ولی نباید مثل یک واقعیت اثبات شده با آن رفتار کرد.
چقدر شواهد علمی پشتش هست
کارآزمایی شاخص
محکم ترین شواهد طرحواره درمانی مربوط به اختلال شخصیت مرزی است. در کارآزمایی تصادفی شده ای که سال ۲۰۰۶ در Archives of General Psychiatry منتشر شد، بیماران به مدت سه سال و هفته ای دو جلسه، یا طرحواره درمانی گرفتند یا درمان متمرکز بر انتقال.
| سنجه | طرحواره درمانی | درمان متمرکز بر انتقال |
|---|---|---|
| بهبود کامل پس از ۳ سال | ۴۵ درصد | ۲۴ درصد |
| بهبود کامل پس از ۴ سال | ۵۲ درصد | ۲۹ درصد |
| ترک درمان | ۲۷ درصد | ۵۰ درصد |
در کارآزمایی کوچک تر گروهی (۳۲ بیمار، سال ۲۰۰۹)، ۹۴ درصد بیمارانی که طرحواره درمانی گروهی به علاوه درمان معمول گرفتند دیگر معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت مرزی را نداشتند، در برابر ۱۶ درصد گروه درمان معمول. عدد چشمگیری است، ولی نمونه کوچک بود و باید با احتیاط خوانده شود.
وقتی از مرز شواهد بیرون می رویم
یک مرور نظام مند و فراتحلیل روی اختلالات شخصیت، اندازه اثر کلی طرحواره درمانی را در مقایسه با شرایط کنترل متوسط گزارش کرده است (g برابر ۰٫۳۶). در تحلیل زیرگروهی، شکل گروهی اثر بزرگ تری از شکل فردی نشان داد.
ولی نکته ای که در تبلیغات معمولا گفته نمی شود این است: هرچه از اختلال شخصیت مرزی دورتر می شویم، شواهد نازک تر می شود. برای بسیاری از کاربردهای دیگر — و برای نوجوانان — پژوهش ها هنوز در مرحله مرورهای نظام مند اولیه اند. یعنی طرحواره درمانی یک رویکرد جدی و پژوهش شده است، نه درمانی جهانی برای هر مشکلی.
اگر الگوی تکراری را در خودت می بینی
شناختن یک الگو با درمان کردنش فرق دارد، ولی قدم اولش است. چهار کار که از همین امروز شدنی اند:
- الگو را بنویس، نه احساس را. به جای «باز هم بد بود»، بنویس چه اتفاقی افتاد، چه چیزی برداشت کردی و چه کردی. سه بار که نوشتی، تکرار خودش را نشان می دهد.
- دنبال موقعیت های ماشه ای بگرد. طرحواره همیشه فعال نیست؛ معمولا موقعیت خاصی روشنش می کند. آن موقعیت را پیدا کن.
- شواهد مخالف را جدی بگیر. اگر باور داری بی کفایتی، فهرست کن چه چیزهایی با این باور نمی خوانند — و ببین ذهنت چطور کوچکشان می کند.
- تفاوت خستگی گذرا و الگوی پایدار را بشناس. هر دوره بد، طرحواره نیست.
این مقاله آموزشی است و جای ارزیابی و تشخیص حرفه ای را نمی گیرد. اگر این الگوها زندگی روزمره ات را مختل کرده اند یا حالت خوب نیست، بهترین قدم بعدی گفت وگو با یک روان شناس یا روان پزشک است.
دیدن دوره های روان شناسی مجموعه پلاس
منابع
- انجمن بین المللی طرحواره درمانی (ISST) — مفاهیم مرکزی طرحواره درمانی
- Giesen-Bloo و همکاران (۲۰۰۶) — کارآزمایی تصادفی شده طرحواره درمانی در برابر درمان متمرکز بر انتقال
- Farrell و همکاران (۲۰۰۹) — طرحواره درمانی گروهی برای اختلال شخصیت مرزی، PubMed
- فراتحلیل ساختار مرتبه بالای طرحواره های ناسازگار اولیه، PMC
- موسسه ملی سلامت روان آمریکا (NIMH) — اختلال شخصیت مرزی
